تبلیغات
باران فرهنگ
جمعه 9 خرداد 1393

گل سرخ

   نوشته شده توسط: عبدالرضا مدرس زاده    

به تخت صنع الهی نشست تا گل سرخ
بهار دلكش " برزك "شكفت با گل سرخ

به بطن متن ورق هاش معرفت پیداست
كه داشت گوهر تفسیر انما گل سرخ

سحر كه فرصت سبز صفای دل با ماست
برآورد به دعا دست ربنا گل سرخ

عبور عطرفشان تو تا خبر دادند
مرا سپرد به رویای كوچه ها گل سرخ

سزاست شبنم شوقی به روی لب باشد
كه سوق داده به پاكی دل مرا گل سرخ

تبر به باغ نشست و خزان ز راه رسید
ز هم گسست به پایان ماجرا گل سرخ

عروج شیشه ای گل به‌آسمان گلاب
حكایتی است كه سوزد سحر چرا گل سرخ

به بال عطر دلاویز زائر دل را
رساند تا حرم سبز كربلا گل سرخ


پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393

عجم این گونه زنده ماند

   نوشته شده توسط: عبدالرضا مدرس زاده    

25 اردیبهشت روز ملی نكوداشت حكیم ابوالقاسم فردوسی است و طبیعی است كه هر سال در این روز و در نكوداشت او مراسم گوناگونی در محافل فرهنگی و هنری ایران و دیگر كشورها و به ویژه در آرامگاه فردوسی در توس برپا می شود.
فردوسی بزرگ معلم راستین میهن دوستی و نماد درست توجه به احساسات ملی و همگانی مردمی است كه در ماجراهای ورود اعراب به ایران تقریبا همه چیز خود را از دست داده بودند و بنا گذاشته بودند كه بار دیگر همه چیز را با اسلام به دست بیاورند غافل از این كه تعصب و جعل عرب مانعی جدی بر سر راه این آرمان و آرزوست.
هنر شاخص فردوسی این كه فرصت شناسی ممتاز است كه حاضر است همه دارایی موروث و مكتسب خویش را هم در سی سال توان فرسا از دست بدهد تا مطلوب خویش را از دست ندهد و دیگران را هم از آن بهره مند سازد.
استاد توس توفیق می یابد به بهانه بازنویسی و سرودن منظوم اساطیر و باورهای اصیل فرهنگ و تمدن ایرانی دیدگاه های حكیمانه و خردورزانه خویش را هم بیان كند و این گونه است كه متنی كه سرشار از‌" گرز و كوپال" است در همه دوران ها به كار می آید.
شاهنامه‌‌ آیینه تمام نمای باور و اعتقاد راستین فردوسی است كه حتی اگر در باب مذهب او هم مناقشه در میان باشد باز چیزی از روشنگری و خردورزی و راستی گرایی او - كه در همه مذهب ها ستوده است - كم نمی كند.
چشم پوشیدن از لذت های آنی مانند فراموش كردن طعم و عطر و برق صله ها و پاداش ها و شجاعانه با خویش كنار آمدن و آن همه مال و ملك را فروختن و خرج كاتب و راوی كردن راز ماندگاری سخن واندیشه مردی است كه از محرومیت و گوشه گیری چند روزه دنیا توانست كاخی آباد و ماندگار و نامی نیك و روشی درست برای خویش فراهم كند.
امروز شاهنامه نه یك كتاب كه یك فرهنگ و اندیشه و سرحد اندیشه و غرور ملی هر ایرانی است و به قول استاد دكتر شمیسا برای شناسایی ایرانی بودن افراد نیازی به آزمایشهای ژنتیك نیست بلكه میزان علاقه افراد به شاهنامه و ارادت آنها به فردوسی از ایرانی بودن آنها حكایت می كند.
امید است همه جوانان برومند ایران زمین بیش از پیش با این كتاب مهر و دوستی داشته باشند و فردوسی را الگوی خویش در میهن دوستی و خردگرایی و روشن رفتاری بدانند.


دوشنبه 8 اردیبهشت 1393

شهید اردهال

   نوشته شده توسط: عبدالرضا مدرس زاده    

پاسداشت حضرت اباالحسن علی بن محمد باقر علیهما السلام

غریب بود و لی مهربان و شیرین بود
كه بهترین ثمر بوستان یاسین بود

رسیده بود به شهری كه در همه تاریخ
شكوه خاطره مهرهای دیرین بود

همین كه مرد مسافر غبار راه فشاند
پناه خستگی اش چشمه ساری از فین بود

مدینه پاره قلب نبی به كاشان داد
عنایتی كه سزاوار فخر و تحسین بود

نخورد غصه غربت دگر مسافر سبز
كه شهر آل علی را مرید آیین بود

چنان حسین نماز و قیام خون رنگش
به پیش قوم ستمكار حامی دین بود

به یمن غیرت پاكش برابر طاغوت
كجا به عزم بلندش خیال تمكین بود

نداشت مهر به گل تا جنون خار ستم
به بوستان ولایت همیشه پر كین بود

شروع نهضت شیعی اردهال شده است
غروب سرخ جمادی كه مهر خونین بود

علی دیگری از خاندان پاك اینجاست
شگفت نیست كه جان مست و مهرآگین بود

نمی نهد ز كف این رشته محبت را
هر آن كه با دل آرام و چشم حق بین بود


جمعه 29 فروردین 1393

مرثیه

   نوشته شده توسط: عبدالرضا مدرس زاده    

در سوك دانشجوی دكتری ادبیات فارسی
بانو طاهره فرح بخش (لنگرود گیلان)

دیگر چه سود‌ آه كشیدن ،چو ماه نیست
دیگر چه شوق، حال دلم رو به راه نیست

دیگر چه فرق می كند این كه هزار بار
دلداری ام دهی كه فلك بی گناه نیست

تلخ است كام من ز فرح بخشی بهار
وقتی كه گل ز باغ گذشت و گیاه نیست

فصل بهار خاطره اندوز مهرهاست
وقتی كه روزهای بلندش سیاه نیست

دریا ز چشم های من افتاد در غمش
سبزی سرو ،‌روح مرا تكیه گاه نیست

لبخند تلخ روز وداعت مرا شكست
خانه پس از تو جان مرا سرپناه نیست

من با فراق مساله دارم و گرنه هست
حرفت درست: كار اجل اشتباه نیست

با روح طاهر از قفس خاك پر گشود
دیگر دچار درد و غم گاه گاه نیست

قلب شكسته اش به سراغ بهشت رفت
دیگر اسیر حوصله های تباه نیست


سه شنبه 26 فروردین 1393

منش والا

   نوشته شده توسط: عبدالرضا مدرس زاده    

تلفن زنگ می زند و در آن سوی خط صدایی لرزان اما مهربان و صمیمی به گوش می رسد.استادعزیز و گرامی ام در دوره دكتری حضرت اسماعیل حاكمی والا با سلامی خویش را معرفی می كنند. استاد نگران و دلواپس شده است كه چه پیش آمده است كه شاگردشان امسال برایشان پیام تبریك نوروزی نفرستاده اند.
برای استاد توضیح دادمكهاین كم لطفی مامور پست یا سرایدار مجتمع مسكونی است كه نامه را نرسانده است و نامه در محاق تعطیلات نوروزی گم شده است
دراین میان همسر استاد گوشی را گرفت و گفت دراین دو سال تغییر منزل ما با اداره پست بر سر نرسیدن نامه ها جدال داریم و امروز برای اطمینان از ارسال تبریك شما زنگ زدیم تا مطمئن باشیم نامه رسان قصور كرده است. پیشنهاد كردم برای اطمینان بیشتر یكبار دیگر كارت تبریك نوروز را برای استاد بفرستم(كه فرستادم)
دراین بیست سال شاگردی از محضر استاد حاكمی همه نوروزها را با پیام تبریك به محضرشان - و البته دیگر استادانم - آغاز كرده ام كه بازخورد این ارسال و انجام وظیفه البته كتابی خواندنی و رمان مانند می شود!
دكتر حاكمی هنوز هم كه در خانه نشسته است و عازم سفر درمانی اروپاست به این شاگرد ناقابل خویش درس مهر و دوستی و انسانیت می دهد درسی كه ممكن است شاگرد استاد افاضات ایشان در درس ادب غنایی و متون عرفانی را فراموش كرده باشد اما این درسها را هرگز(و حتی اگر بخواهد هم) نمی تواند فراموش كند.
دكتر حاكمی و هم نسلان ایشان بیشتر معلم دوستی و مهربانی و انسانیت و آ‍زادگی بوده اند درسی كه هر روز تدریس آن كمتر از گذشته و نیاز به آن بیشتر از همیشه است.
من به نام معلم كوچك ادبیات از این كه نمی توانم این گونه درس مهر و دوستی به دانشجویانم بدهم خود را مغبون می دانم و سرزنش می كنم.
سایه پر مهر این استاد و دیگر نامداران عصر بر سر ما مستدام باد.


دوشنبه 25 فروردین 1393

نكوداشت عطار نیشابوری

   نوشته شده توسط: عبدالرضا مدرس زاده    

بیست و پنجم فروردین روز نكوداشت عطار نیشابوری نام گرفته است كه شایسته است در محافل فرهنگی و مجامع ادبی از این شاعر و عارف نامدار ایرانی به این بهانه یاد شود تا همچنان بتوانیم از آبشخور زلال فكر و اندیشه ایرانی و اسلامی او سیراب شویم و از این همه سراب سر راه خویش دست برداریم.
شیخ فرید الدین عطار نیشابوری كه به سبب اشتهار و اعتبار فرهنگی و عرفانی اش بسیار افسانه ها و داستانها از سر ارادت و حساسیت به زندگی اش راه پیدا كرده است از قله های رفیع فكر ایرانی و عرفان اسلامی است كه صعود به این بلندای اندیشه البته به آسانی نیست اما این رنج كشیدن نهایتا دستیابی به گنج مقصود را به همراه دارد.
عطار مرد رشید و فرید دینداری و عرفان باشكوهی است كه توانسته بود شعر و ادبیات و فكر و فرهنگ ایرانی را از دربارهای سراسر زرق و فریب و تملق بیرون بیاورد(هرچند كه عطار بعدها نبود كه به چشم خویش فضای آسیب دیده خانقاهها را ببیند)
ترك تعصب، آسان گیری و مدارا و مهرورزی و دوستی با مردم و ارتباط عارفانه و عاشقانه با خدای خویش داشتن رهاورد سلوك و معرفت ورزی كسانی مانند عطار است كه در دوره پس از حمله مغول و البته بعد از صفویه كمتر به چشم آمد.
هرچند برخی آثار عطار مانند تذكره الاولیا از نقد و پیرایش فنی منتقدان بی نیاز نیست اما اصول اخلاقی مورد شرح او در الهی نامه و مفاهیم عرفانی اش در منطق الطیر راه را بر هر گونه كوته نظری و كج فهمی بسته است .
دیوان غزلهای عطار هم البته شور و نشاط عرفانی خاص خود را دارد كه نمی توان در تكمیل شدن روند شعر سبك عراقی آنها را نادیده گرفت.بررسی تاثیری كه عطار بر كسانی مانند عراقی و سعدی و حافظ دارد و نیز تاثیری كه او از سنایی و خاقانی پذیرفته است می تواند فصلی از تاریخ ادبیات و سبك شناسی را در نظام تحقیقات ادبی ایران به سرشاری و پرباری رقم بزند.


دوشنبه 11 فروردین 1393

با استاد باستانی پاریزی

   نوشته شده توسط: عبدالرضا مدرس زاده    

این روزها یاد و نام استاد فقید دكترمجمد ابراهیم باستانی پاریزی بیشتر مطرح است چه درگذشت نابهنگام استاد باستانی پاریزی دوستداران ایران و تاریخ و فرهنگ و ارادتمندان ایشان را متاثر ساخت.
بنده در دفتر خاطرات حضور در همایش های گوناگون ملی و بین المللی چند خاطره كوتاه از استاد باستانی پاریزی دارم كه ذكر آنها را بهانه ای قرار می دهم تا از این استادنامدار یادی شده باشد.

1- دیدار نخست بنده با ایشان به مهرماه 1371 و دومین همایش كرمان شناسی برمی گردد. استاد دراین همایش در باره تاریخ كرمان سخنرانی كردند و مقاله این دانشجوی ادبیات فارسی هم شعر و شخصیت "فواد كرمانی" بود كه مورد تحسین و تشویق ایشان واقع شد.
2- در سال 1373 باز در همان ماه مهر همایش كرمان شناسی برگزار می شد و توفیق دست داد تا در خدمت استاد باشیم.  همسرم هم در این سفر مرا همراهی میكرد و استاد باستانی با توجه به در آغاز زندگی مشترك بودن ما با همان لهجه شیرین و بیان خوش ما را  به داشتن فرزند كمتر ترغیب می كرد و حتی به همسرم گفت فكر نكنی خودم این پیشنهاد را به كار نبسته ام!
3- در سال 1377 در همایش روز ملی حافظ در شیراز در خدمتشان بودم. روز 19 مهر در پیاده رو خیابان زند شیراز با استاد قدم می زدم . ازاستاد پرسیدم كه چگونه شد كه پیشنهاد مكتوب بنده به مركز كرمان شناسی را در باره بزرگداشت استاد در تاریخ 77/7/7 (با توجه به چند كتابی كه با محوریت عدد هفت نگاشته اند - اصل پیشنهاد از دوست ادیبم مجید محسنی بود) رد كرده اند؟ استاد ضمن ابراز شگفتی از این كه این دانشجوی كمترین دنبال چنین پیشنهادی بوده است متواضعانه گفتند دوست ندارم تا زنده هستم برایم بزرگداشت برپا كنند.
البته با استاد در همایش های دیگر و به ویژه در برنامه های جنبی همایش ها مانند بازدید از تخت جمشید و باغ شاهزاده ماهان و تالار وحدت و ... هم دیدارها و گپ و گفت هایی داشته ام كه بنده بخشی از آن گفتگوها را تشكیل می داده است كه برای پرهیز از خاطره سازی های معمول از دكر آنها خودداری می كند(مثلا توضیح مفصل مجموعه گنجعلی خان كرمان یا بخش های تخت جمشید و ....)
خاك بر آن بزرگوار خوش باد


شنبه 9 فروردین 1393

استاد باستانی پاریزی

   نوشته شده توسط: عبدالرضا مدرس زاده    

پنجم فروردین ماه 1393 روزگار زودتر از معمول تلخی خویش را نشان داد و درگذشت استاد نامدار دكتر محمدابراهیم باستانی پاریزی پیش آمد.
بیماری و كسالت منجر به فوت استاد در این ماه های آخر عمرشان رسانه ای نشده بود و از مسوولان فرهنگی و... كسی به عیادت ایشان نرفته بود یا این عیادت ها در بی خبری برگزار شده بود.
باستانی پاریزی استاد ممتاز رشته تاریخ دانشگاه تهران بود و در این هشتاد سال كاركرد دانشگاه تهران گروه تاریخ شخصیت هایی مانند زریاب خویی و باستانی پرورش داده بود كه در نوع خود بی نظیر بودند و بعید است به‌آسانی جای آنها پر شود( اتفاقی كه در گروه های دیگر دانشكده ادبیات هم متاسفانه رخ داده است)
در شخصیت علمی استاد باستانی پاریزی چند نكته نهفته است كه شایان یادكرد است:
1- بی كرمان هرگز:
بنده خود بارها از نزدیك و در محضرشان شاهد بودم كه ایشان در سخنرانی های خویش در همایش های گوناگون با تاكید از سوگند علمی خویش یاد می كرد كه در هیچ مجلسی برای سخنرانی شركت نمی كند مگر آن كه به گونه ای ذكر تاریخ و مشاهیر كرمان را در میان بیاورد و این عادت پسندیده تا آخرین مقاله ایشان كه در روزنامه اطلاعات بهمن و اسفند 92 به چاپ رسید ، ادامه داشت.
نیز ایشان هیچگاه نام پاریز را از كنار نام خانوادگی خویش حذف نكرد و بدین ترتیب روستای كوچك پاریز در اطراف سیرجان به همه دنیا معرفی شده است.
2- آشتی دادن مردم با تاریخ:
نوبت چاپ بیشتر كتابهای استاد باستانی پاریزی دو رقمی است . این دهها كتاب معتبر و نامدار ایشان دهها بار به چاپ رسیده است و بسیار كسان آنها را خوانده اند و از تاریخ نكته ها دریافته اند.
متاسفانه نسل امروز ما به سوی دور شدن از مطالعه و قهر كردن با كتاب پیش می رود كه خود استاد هم در آخرین مقاله خود از بی اطلاعی دانشجویی شكوه و یاد كرده بودند كه اوج فضل دوستی اش امضا گرفتن از استاد بوده است!
3- وفاداری به تاریخ:
باستانی پاریزی به راستی كوشش خود را صرف پاسداشت تاریخ كرد و مرعوب یا شیفته ارباب قدرت نشد او هم در جشن های تخت جمشید شركت كرده است و هم در قم در بیت امام خمینی با ایشان زانو به زانو نشسته است.
باستانی پاریزی كوشش كرد بی وفایی قدرت و ارباب قدرت را از دیرباز تا امروز به چشم همه خوانندگان آثارش بیاورد و نشان دهد كه ماندگاری صرفا در فرهنگ و تمدن و باورهای ریشه دار است و بس.
4- رسیدن به سبك خاص شخص و علمی:
باستانی پاریزی كه توفیق داشت صفحات خاك گرفته و موریانه خورده تاریخ ایران را پاك و بهینه سازد ، به سبك نگارشی خاصی رسیده بود كه بی تردید خاص او بود و بی تكرار خواهد ماند. بیان كشكولی مطالب كه با رشته پنهان " وحدت موضوع" به هم پیوسته بود نثر و قلم او را از دیگر آثار تاریخی ممتاز می ساخت.
این نثر در خود گاهی در شور مباحث صرف تاریخی كه خواننده گریزی را پیش می آورد شوخی ها و لطایفی را داشت كه نمی گذاشت خواننده كتاب را زمین بگذارد یا صفحاتی را نخوانده ورق بزند.
باستانی پاریزی تاریخ را صرفا در دانشكده فرا نگرفته بود بلكه خود با كاوش و سفر و بهره مندی از تحقیقات میدانی و گپ و گفت های بی شمار با مردم عادی و عامی به تولید رخدادهای تاریخی( تبدیل تاریخ شفاهی به كتبی) می پرداخت و برای نمونه می دانست كه در كنار چشمه ای دور افتاده میان جیرفت و میناب یا باغی متروك در نصرت‌آباد میان بم و زاهدان چه كسانی آمد و رفت داشته اند و چه حرفها گفته و شنیده اند.
در سبك و رفتار شخصی همین كه او در سالهای پیش از انقلاب هم حاضر نمی شود مانند همه یا بیشتر دانشگاهیان آن روز كراوات بزند وترجیح می دهد همیشه قیافه اش با عصا و كلاه خاص خود ثبت شود در نوع خود معنی دار است.
باستانی پاریزی مانند همه بزرگان نامدار موافقان و البته مخالفانی دارد. بودند كسانی كه از سر تمسخر برخاسته از سایه نشینی و عیبجویی نوشتند او به سفر علمی پاریس نرفت مگر این كه سجع كتاب " از پاریز تا پاریس"‌ جور شود و خزعبلاتی از این دست كه شایان یادكرد نیستند.
رحمت و رضوان الهی نثار روح پاك ایشان باد


جمعه 23 اسفند 1392

نكوداشت استاد حسن عاطفی

   نوشته شده توسط: عبدالرضا مدرس زاده    

پنجشنبه 22 اسفند ماه نكوداشت استاد و ادیب نامدار آقای" حسن عاطفی" با حضور دهها تن  از استادان و ادیبان و شاعران و شخصیتهای دانشگاهی و حوزوی در منزل ایشان برگزار شد.
دراین مراسم با شكوه و به یادماندنی كه سومین مراسم نكوداشت پس از برنامه های ارج نهادن به شخصیت حجت الاسلام مدرس زاده و استاد علی شریف به شمار می رود هیات مدیره موسسه احیای فرهنگ كاشان هم حضور داشتند كه آقایان دكتر تقی شامخی و شفیعی مطهر در سخنانی از نكوداشت و گرامی داشت استادان و مشاهیر كاشان به عنوان كاركردی تاثیرگذار و انجام وظیفه ای همگانی یاد كردند.
سپس زندگی نامه و فهرست طولانی آثار قلمی استاد عاطفی به وسیله مهندس مبین نژاد دبیر كارگروه مشاهیر موسسه احیای فرهنگ كاشان قرائت شد. سپس آقای جعفر رسول زاده نمونه هایی از اشعار استاد عاطفی را قرائت كرد.استادعلی شریف رییس انجمن ادبی صبای كاشان هم اشعاری در نكوداشت استاد عاطفی قرائت كرد.
آنگاه استادحسن عاطفی در سخنان گرم و شیوای خویش از خاطرات سالهای استخدام و تدریس در آموزش و پرورش و دانشگاه ها یاد كرد و گفت:
بنده در سال 1340 به استخدام اداره فرهنگ وقت درآمدم و به رغم پیشنهاد دوستان و بستگان كار در پایتخت را رها كردم تا مگر برای شهر زادگاه خویش كاری انجام دهم. از همان سالها این میل و انگیزه در من بود كه صرفا به تدریس نپردازم زیرا اعتقادماین بود كه تدریس با وجود پرورش شاگردان گوناگون نهایتا كاری ماندگار نیست كه به درد آیندگان بخورد از این رو تصمیم گرفتم گذشته كاشان را برای آیندگان رقم بزنم كه دراین راه تاكنون دهها دیوان شعر و جنگ ادبی و متن تاریخی و.... را با معاضدت و همكاری فرزندم افشین عاطفی به انجام رسانده ام.
استادعاطفی افزود : تربیت و اشراف علمی جد مادری ام مرحوم آیت الله العظمی غروی كاشانی در شكل گیری شخصیت فرهنگی ام مفید و موثر بوده است.
این مراسم با اهدای لوح یادبود و هدیه به استاد عاطفی به پایان رسید.
در این مراسم اعضای انجمن های ادبی كاشان و كانون نشر فرهنگ اسلامی كاشان اعضای مركز كاشان شناسی دانشگاه كاشان و اعضای هیات علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه های كاشان و آزاد اسلامی و پیام نور و دیگر شخصیت های فرهنگی و اجتماعی حضور داشتند.


سه شنبه 6 اسفند 1392

دهخدا

   نوشته شده توسط: عبدالرضا مدرس زاده    

هفتم اسفند سالروز درگذشت علامه فقید میرزا علی اكبر دهخدای قزوینی است كه نامی ماندگار و نقشی تاثیر گذار در فرهنگ ایران معاصر دارد.
نام دهخدا با لغت نامه عظیم و بی بدیل او پیوندی ناگسستنی دارد و كمتر كسی است كه نام دهخدا و شان علمی و عظمت او را نشناسد و به سادگی از كنار كارهای ماندگار و سترگ این مرد بزرگ به سرعت بگذرد.
دهخدای شاعر و روزنامه نگار و سیاست مدار و طنزپرداز و استاد دانشگاه سهمی بزرگ در تولید فكر و فرهنگ و فراهم ساختن اسباب دانایی و فرهنگ ایران دارد و دریغ است كه نام و یاد او چندان كه شایسته و بایسته است گرامی داشته نمی شود.
خانه شخصی دهخدا به نام موسسه لغت نامه دهخدا ثبت شده است و یادداشت های استاد و نسخه های اصلی و اولیه لغت نامه در آن نگهداری می شود.
دهخدا همان كسی است كه در تصویب قانون چاپ و انتشار لغت نامه در مجلس شورای ملی وقت تمام حقوق مادی كار خویش را به نام ملت ایران كرد و نوار سخنرانی او در این باره موجود است اما در این سالها كسی شاهد پخش آن از رسانه ها نبوده است(تا برره و ... هست مجالی برای دهخدا نیست!)
دهخدا در فرصتی كه در سالهای جنگ دوم جهانی و آشوب فراگیر برایش پیش آورده بود به روستاهای بختیاری رفت و كتاب نفیس امثال و حكم را در چهار جلد فراهم كرد.
علامه دهخد جز این دو كتاب در تصحیح برخی كتاب ها و دیوانهای شعر نقش سازنده و فراموش نشدنی دارد.
بی تردید دهخدا مظهر تلاش و كوشش یك تنه و برآمده از خلوت و تنهایی است  كه سالهای دراز بدیل و نمونه ای برای آن فراهم نخواهد شد.
وظیفه امروز همه ما حفظ نام و یاد این مرد بزرگ و معرفی او به فرزندان خویش است تا مبادا ایران عزیز از تكرار شدن وجود و آثار چنین شخصیت هایی عقیم و ناتوان بماند.



شنبه 19 بهمن 1392

سعدی

   نوشته شده توسط: عبدالرضا مدرس زاده    

سعدی*

آشنایی من با سعدی به سی سال پیش و در خانه پدری - حفظه الله تعالی - برمی گردد .در مقدمه كتاب بوی آشنایی هم این نكته را به شكلی خاطره انگیز با بیان نمونه های شعری كه پدر حتی بر سر سفره برایمان می خواند اشاره كرده ام.
پدر تقریبا همه گلستان و بوستان و بخشی از غزلهای شیخ را در حافظه داشت و همیشه برایمان می خواند و  نتیجه این شد كه انتخاب من در دانشگاه رشته زبان و ادبیات فارسی شد.
در سالهای دانشجویی تا امروز شوق با سعدی بودن در درونم وجود داشته است و اگر به " دنیای نشر " آمدم دلیلش این بود كه به سخن سعدی اعتماد كردم و اعتقاد داشتم كه فرموده بود: متكلم را تا سخنش عیب نگیرند صلاح نپذیرد. واین دست مایه ای شد برای نوشتن كه بنویسم و در معرض دید و داوری دیگران قرار بگیرم .این حالت با این جمله شاعرانه شیخ تكمیل شد كه فرمود:
فضل و هنر ضایع است تا ننمایند                عود بر آتش نهند و عطر بسایین
برای نمودن این فضل وهنر و ضایع نشدن آن و البته همه عمر و هستی باز دنیای نشر پاسخی مناسب و درخور بود.
دراین راه بسیار استادان دیدم - و دیده اید - كه چاپ نخست كتابشان با چاپهای بعد فرق دارد و براثر نكته یابی های درست و منصفانه منتقدان كتاب در چاپهای بعد پربارتر شده است و این نیز خود محرك دیگری بود كه می شد با آن راه را دنبال كرد.
به روی به گمان این فقیر شعر سعدی از دنیای عشق و اخلاق بیرون نیست و اگر كسی - نه این كتاب ناچیز را - به همین اندازه از منابع دیگر سعدی را بخواند و بشناسد برای درست زیستن چیزی كم ندارد و سعدی كسی نیست كه نسخه اشتباه برای كسی نوشته باشد(البته فاصله چند ساله با او واختلاف فرهنگ و زمان را از یاد نبریم)
اما وارد شدن به عرصه نوشتن در كنار كلاس هایی خاطره انگیز و شوق آور با خود تجربه هایی داشت كه نمی توان آن را برای دوستان عزیز بازنگفت:
دریافتم كه زمینه های فنی و هنری برای انتشار كتابی بسامان و آراسته در شهر من چندان مساعد نیست و در این راه باید از شهرهای دیگر مانند قم و تهران یاری گرفت.
دانستم كه برخی از نزدیك ترین ها بی آن كه خود صفحه ای انشا نوشته باشند ندیده و نشنیده كار تو را نقد می كنند (ای كاش نقد) و می رانند كه كار گل است و بیهوده است.
دیدم كه برخی با وجود دیدن و خبردار شدن انتشار كار تو آن را كتمان كردند و به روی نیاوردند و ...
و البته دیدم و درك كردم و حس كردم دوستی كسانی را كه شوق و محبت و لطف خویش را چنان بدرقه راهم كردند كه نمی توانم از آن یاد نكنم كسانی كه مهربانانه و دلسوزانه و البته از سر تشویقاین دانشجوی ادبیات قول نشر كارهای دیگر را به خودمی دادند.
خوشحالم كه شعر و اندیشه سعدی فرا راهم بوده است و بی سعدی بزرگ زندگی نكرده ام
درود بر همه شما
--------------------------------------
* سخنرانی در رونمایی كتاب بوی آشنایی(شرح چهل و پنج غزل سعدی)



سه شنبه 15 بهمن 1392

احیاء انجمن آثار و مفاخر

   نوشته شده توسط: عبدالرضا مدرس زاده    

سرانجام پس از دو سال بلاتكلیفی وزیر ارشاد در حكمی استاد نامدار دكتر مهدی محقق را به ریاست انجمن آثار و مفاخر كشور برگزید و بدین ترتیب استاد دكتر محقق در روز تولد مباركشان و در هشتاد و پنج سالگی بار دیگر به انجمن آثار و مفاخر فرهنگی كشور بازگشتند.
كنار نهادن این استاد بزرگ كه در زمان صدارت خویش در انجمن آثار و مفاخر دهها مراسم بزرگداشت برای مشاهیر ایران و جهان اسلام برگزار كرد فقط می توانست از هنرهای دولت احمدی نژاد باشد كه انجمن را به بهانه تعمیرات تعطیل كردند و سپس جایگزین ایشان را معارفه كردند!
البته آن جایگزین نازنین كردار اكنون در محبس اوین دچار ابتلای الهی است و كسی تاكنون توان رضایت گرفتن از شاكی خصوصی را نداشته است.
انجمن آثار و مفاخر فرهنگی كشور در آن دوره پر آشوب اتهامش بزرگداشت گرفتن برای برخی چهره هایی بود كه برخی عبوس زهد پسندهای روزگار ما آن را خوش نمی داشتند و پس از این فتح الفتوح و كنار نهادن دكتر محقق یك مراسم نكوداشت برای استاد قرائتی برگزار شد و دیگر هیچ.(هیچ كه نه زیرا مشاور رییس جمهوری بیشتر وقت ها خارج كشور تشریف داشتند)
امید است با این رویكرد جدید بار دیگر این انجمن بتواند در ادای بدیهی ترین وظیفه خویش كه نكوداشت رسمی و شفاهی و كتبی مشاهیر ایران زمین و جهان اسلام است موفق باشد.
عمر با بركت استاد دكتر محقق برای تحقق چنین هدفی دراز باد. آمین


سه شنبه 8 بهمن 1392

زبان مادری

   نوشته شده توسط: عبدالرضا مدرس زاده    

دولت دكتر حسن روحانی مانند اسلاف خویش دولتی معصوم و بی اشتباه نیست و نخواهد بود اما همین كه با هدف تصحیح هشت سال اشتباه و ناكارآمدی ها برآمده است جای بسی امید است ...
اخیرا حجت الاسلام یونسی كه مسوولیت توجه به اقوام در دولت تدبیر وامید به ایشان واگذار شده است در جاهایی ابراز كرده اند كه دولت در پی رواج دادن تدریس زبان مادری در مناطق مختلف كشور است.
در این كه اقوام ایرانی برای حفظ وحدت و یكپارچگی ایران عزیز رشادت های فراوان تاریخی از خویش نشان داده اند شكی نیست واین كه ظرفیت بهره مندی از اقوام آن قدر بالاست كه نامزدهای ریاست جمهوری گاهی خود را فرزند زاگرس، داماد لرستان،فرزند آذربایجان و حتی كوچك ترین شهروند آرادان می نامیدند نشان می دهد كه اقوام و سپس مذاهب و اقلیت ها شایسته توجهی بیشتر از گذشته هستند.
اما شگفت این است كه در دولت تدبیر دكتر روحانی عدل سراغ آخرین راهكار در اولین مرحله رفته اند و می خواهند زبان های كردی و بلوچی و آذری و ... را در مناطق ایران تدریس كنند كه نقض صریح قانون اساسی و تبدیل كردن كشور به جزایر و پاره های فرهنگی و اجتماعی است و عوارض خطرناك آن از هم اینك آشكار است.
زبان فارسی هم اینك - با همه بی مهری ها و دم سردی ها نسبت به آن - مایه وحدت ملی است و دیده اید كه در مراسم محرم و راهپیمایی های سیاسی مردم مناطق شعارهایی به زبان فارسی هم سر می دهند تا بهتر بتوان آن مراسم را از رسانه ملی پخش كرد.
آقای یونسی كه خود وزیر اطلاعات دولت اصلاحات بوده است از حساسیت ها و ظرافت های اقوام ایرانی باخبر است و آن گونه كه از مخالف اعضای برجسته فرهنگستان زبان وادب فارسی برمی آید این كار نادرست و تفرقه افكن و ساختارشكن است.
امیداست با گردآوری دیدگاه های كارشناسان و متخصصان فرهنگی این طرح كنار گذاشته شود كه البته با ویژگی تعامل بی لجاجت و تدبیر بی خیانت دولت دكتر روحانی این طرح عملیاتی نخواهد شد.


پنجشنبه 3 بهمن 1392

درس گفتار های حافظ

   نوشته شده توسط: عبدالرضا مدرس زاده    

نشست هفتگی درس گفتارهای حافظ این هفته در شهركتاب خیابان شهید بهشتی تهران به " سبك شناسی غزلیات حافظ" اختصاص داشت كه عبدالرضا مدرس زاده آن را برگزار كرد.
دراین درس گفتار كه با حضور دهها تن از علاقه مندان در تالار شهر كتاب برگزار شد نخست آقای علی اصغر محمد خانی معاون فرهنگی و بین الملل شهر كتاب در سخنانی به معرفی درس گفتارهای شهر كتاب پرداخت و یادآور شد سال آِنده درس گفتارهای ناصرخسرو و جامی هم راه اندازی می شود و البته تاكنون درس گفتارهای بیهقی،عطار، سعدی و فردوسی برگزار شده است.
سپس عبدالرضا مدرس زاده در سخنانی به بیان ارزش دانش سبك شناسی در دهه های اخیر در دانشگاه های ایران پرداخت و از استاد دكتر شمیسا به عنوان مروج سبك شناسی جدید یاد كرد . وی سبك شناسی را باعث كشفهای تازه در متون ادبی و درك و دریافت بهتر از زوایای پنهان شخصیت های ادبی دانست .
مدرس زاده در ادامه این درس گفتار از شعر قرن ششم به عنوان نقطه آغازین و تاثیرگذار بر شعر حافظ یاد كرد كه با حضور كسانی چون سنایی و انوری در شعر خراسانی جدید و شاعرانی مانند خاقانی و نظامی در مكتب ادبی تبریز و جمال الدین عبدالرزاق در شعر سپاهانی سنگ بنای درست و محكمی در شعر فارسی نهاده شده است كه حافظ بهترین كاركرد و كاربری را از این بنا داشته است.
وی سپس به بیان شگردهای سبك ساز حافظ اشاره كرد و از مطالعه و توغل حافظ در دیوان های شعر فارسی و بهره مندی و تاثیرپذیری از مضمون ها و حتی تركیب سازی های كسانی مانند رودكی و باباطاهر و خاقانی و .... یاد كرد كه با روی كرد سرشار از هنر و نبوغ حافظ موجب شده است او از یك مقلد صرف به هنرمندی تمام عیار و كمال گرا تغییر كند.
نیفتادن به وسوسه های شاعرانه مانند شعرهای تفننی و تصنعی نسرودن و استفاده هنرمندانه از ایهام و جناس و به ویژه طنز و به تولیدانبوه نرساندن شعر موارد دیگری بود كه مدرس زاده در درس گفتار حافظ به‌آن پرداخت.
وی در ادامه به اندیشه حافظ اشاره ای داشت و اغتنام فرصت و تبیین اصول مكتب رندی و شیراز ستایی و بیان رویكرد اصرار و انكار و نیز نقد نهادهای سیاسی و مذهبی آن روزگاران را از نكات برجسته در اندیشه حافظ دانست.
در بخش پایانی درس گفتار مدرس زاده به پرسش های حاضران در باب شعر حافظ پاسخ داد.
مدرس زاده در آغاز سخنان خود از محققان نامدار عرصه حافظ پژوهی مانند استادان دكتر منوچهر مرتضوی، دكتر اصغر دادبه،بهاءالدین خرمشاهی و دكتر سیروس شمیسا و آثار و مقالات ایشان یاد كرده بود.


جمعه 27 دی 1392

استاد علی شریف

   نوشته شده توسط: عبدالرضا مدرس زاده    

به همت كارگروه مشاهیر موسسه احیاء فرهنگ كاشان مراسم نكوداشت 60 سال كوشش های علمی و ادبی استاد علی شریف كاشانی در منزل استاد برگزار شد.
استاد شریف نواده آیت الله العظمی ملاحبیب الله شریف كاشانی متولد 1308 و دارای مدرك زبان و ادبیات عرب از دانشگاه تهران است كه در سالهای دبیرستان درس های فیزیك و ریاضی و سپس ادبیات را به شاگردان خویش آموزش داده است.
استاد شریف از سال 1360 به بعد مسوولیت انجمن ادبی صبای كاشان را تاكنون بر عهده داشته است هر چند انجمن های ادبی كلیم و سخن كاشان هم از فیض حضور استاد بهره مند شده اند.
استاد شریف در مقام معلمی مردی دانا و دانش دوست و فضل پرور بوده است كه تاثیر پذیری شاگردان استاد از ایشان و نیز تحویل جامعه دادن سه دكتر و یك مهندس نشان درستی ازاین خوی فرهیختگی استاد است.
در این مراسم استاد شفیعی مطهر رییس كارگروه مشاهیر موسسه احیاء فرهنگ كاشان در سخنانی به نقل خاطرات خویش از استاد شریف پرداخت سپس مهندس مبین نژاد زندگی نامه استاد شریف را قرائت كرد و حاضران نیز هر كدام به بیان خاطرات و دیدگاه های خود در باره زندگی و شخصیت استاد شریف پرداختند.
دراین مراسم استاد حسن عاطفی ادیب نامدار و آقایان جواد جهان آرایی شاعر مسلم مكاری نژاد ریس سابق آموزش و پرورش آران و بیدگل مسعود مدرس زاده سخنگو و عبدالرضا مدرس زاده مدیر عامل كانون نشر فرهنگ اسلامی كاشان و حیدرعلی عنایتی و سید محمد علوی فرهنگی و دكتر محمدرضا و دكتر علیرضا و مهندس محمد حسین شریف فرزندان استاد و دكتر وردی داماداستاد حضور داشتند.
در پایان لوح سپاس و هدیه یادبودی به استاد شریف تقدیم شد.


تعداد کل صفحات: 7 1 2 3 4 5 6 7